واژه جو

زجنجل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زجنجل . [ زَ ج َ ج َ ] (ع اِ) مانند سجنجل . آینه . (از منتهی الارب ). آینه . (ناظم الاطباء). لغتی درسجنجل، آینه . این کلمه رومی است . (از المعرب جوالیقی ). و رجوع به سجنجل شود.

معنی زجنجل | واژه جو