واژه جو

زجن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زجن . [زَ ] (ع مص ) لغتی است در زجم (گفتن کلمه ٔ آهسته ). (از جمهره ٔ ابن درید ج ٢ ص ٩٢). ◄ (ص ) مردخرد و کوتاه بالا. (ناظم الاطباء). رجوع به زحن شود.

معنی زجن | واژه جو