زبردست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(زِ بَ دَ) (ص.)<BR>۱- توانا، زورمند.<BR>۲- ماهر، حاذق.<BR>۳- مافوق.<BR>۴- بالای مجلس.<br>مترادفها و واژههای مرتبطاستاد، حاذق، خبره، کاردان، ماهر، متبحرزبل، زرنگباکفایت، مقتدرواژه قبلی: زبرجدواژه بعدی: زبردستی