واژه جو

زبان در کام پیچاندن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زبان در کام پیچاندن . [ زَ دَ دَ ] (مص مرکب ) سخن گفتن . زبان را برای تکلم بحرکت درآوردن . زبان جنباندن : کارم همه بخت بد بپیچاند در کام همی زبان چه پیچانم این چرخ به کام من نمیگردد بر خیره سخن همی چه گردانم . مسعودسعد.

معنی زبان در کام پیچاندن | واژه جو