زانی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا[ ع. ] (اِفا.) زناکار. ج. زناة.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبدکار، زناکار، فاسقواژه قبلی: زانو زدنواژه بعدی: زانیه