واژه جو

زالوکه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زالوکه . [ ک َ / ک ِ ] (اِ) غلوله ٔ کمان گروهه که از گل سازند و آن را زالوک نیز گویند، غالوک نیز دیده شده و اصح است . (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ).

زالوکه . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان مشک آباد اراک . رجوع به زالو شود.

معنی زالوکه | واژه جو