واژه جو

زال مداین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زال مداین . [ ل ِ م َ ی ِ ] (اِخ ) پیر زنی که خانه ٔ مجاور ایوان داشت و با همه ٔ ابرام انوشیروان نفروخت و انوشیروان به ستم از وی نستد و کجی و قناسیی در کاخ راه یافت . (برهان قاطع) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (شرفنامه ٔ منیری ) : نه زال مدائن کم از پیرزن کوفه نه حجره ٔ تنگ این کمتر ز تنور آن . خاقانی . رجوع به زال کوفه شود.

معنی زال مداین | واژه جو