زاغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
۱ - (اِ.)کلاغ سیاه، غراب.<BR>۲- (ص.) کبود.<BR>۳- (کن.) فتنه. ؛ ~سیاه کسی را چوب زدن کنایه از: بدون اطلاع او و برای کنجکاوی در کارش، او را تعقیب کردن.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
۱ - (اِ.)کلاغ سیاه، غراب.<BR>۲- (ص.) کبود.<BR>۳- (کن.) فتنه. ؛ ~سیاه کسی را چوب زدن کنایه از: بدون اطلاع او و برای کنجکاوی در کارش، او را تعقیب کردن.<br>