واژه جو

زاغری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زاغری . [ غ َ ] (اِخ ) قریه ای بزرگ بوده است در سودان . ابن بطوطه آرد: پس از بیرون شدن از ابوالاتن و سپردن ده روز راه به قریه ٔ زاغری رسیدیم . این قریه مسکن یک دسته از بازرگانان سودانی بنام ونجراته است ... و از زاغری به کنار رود نیل رفتیم . (از سفرنامه ٔ ابن بطوطه چ پاریس ج ٤ صص ٤٩٤ - ٤٩٥).

معنی زاغری | واژه جو