واژه جو

زاغ بانگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زاغ بانگ . (اِ مرکب ) مقلوب بانگ زاغ . آواز زاغ : بر گلت آشفته ام بگذار تا در باغ وصل زاغ بانگی میکنم بلبل هم آوائیم نیست . سعدی .

معنی زاغ بانگ | واژه جو