واژه جو

زاطی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زاطی . (اِخ ) (منسوب به زاطیا) مخرمی، متوفی ٣٠٦ هَ . ق . از اهل بغداد بود وی از عثمان ابن ابی شیبه و داودبن رشید و ابراهیم بن سعید جوهری سماع دارد و ابوعمروبن سماک و ابوبکر شافعی از وی روایت کرده اند. ابن منادی گوید: احادیثی از او نوشته ام که پسندیده نبوده است زاطی مردی راستگو بوده و در پایان عمر نابینا شد. (از انساب سمعانی ). و رجوع به زاطیا شود.

معنی زاطی | واژه جو