واژه جو

زاردشت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زاردشت . [ دُ ] (اِخ ) همان زرتشت است که زردشت باشد. (برهان قاطع). بجای نام زرتشت آمده است .(لغات شاهنامه تألیف دکتر شفق ص ١٥٢) : اگر شاه باشم و گر زاردشت نهالین ز خاکست و بالین ز خشت . فردوسی . رجوع به زارتشت و زرتشت و زاردهشت و مزدیسنا و تأثیر آن در ادب پارسی ص ٦٢ شود.

معنی زاردشت | واژه جو