زاد و ولد کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زاد و ولد کردن . [ دُ وَ ل َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از زائیدن فرزندان و بوجود آوردن اولاد بسیار.
فرهنگ طیفی واژهدان
ثمر دادن، محصول دادن، بهبار آوردن، بار آوردن، زیاد شدن، افزایش یافتن، تکثیر شدن، بچه کردن، بهوجود آوردن فرزند، تولید مثل کردن، بارور کردن، القاح کردن، خودرا بازآفرینی کردن باردار شدن، آبستن شدن، شکم داشتن، نطفه گرفتن، هستی دادن، بارور شدن، بار داشتن، اجاق کسی روشن شدن، بچهاش شدن، بچه پس انداختن (راه انداختن)، بچه آوردن آبستن بودن، حامله بودن بچه انداختن، سقط کردن جانوری، بار آوردن