واژه جو

زاتورق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زاتورق . [ ] (اِ) مؤلف تاریخ سیستان آرد: باز میان مردمان اوق تعصب شنگل و زاتورق افتاد اندر سنه ٔ احدی و اربعین و بوالفتح آنجا شد و ایشان را از آن زجر کرد. (تاریخ سیستان ص ٣٢٥). و مفهوم این کلمه معلوم نشد.

معنی زاتورق | واژه جو