واژه جو

زابلشاه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زابلشاه . [ ب ُ ] (اِخ ) پدرزن جمشید. در مجمل التواریخ و القصص آمده : فرزندش [فرزند جمشید] ثور [در گرشاسبنامه : تور] بود از پریچهر دختر زابل شاه، و دیگردو پسر از دختر ماهنگ مالک ماچین یکی را نام هتوال و دیگری را همایون . (مجمل التواریخ و القصص ص ٢٥).

معنی زابلشاه | واژه جو