واژه جو

زائد

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

زیادی، اضافی، اضافه، زیاده، مازاد، بیش‌ازحد، مفرط، افراط‌آمیز، اتلاف‌آمیز، تلف‌کننده غیرضروری، غیرلازم، تجملی، لوکس فزون، مزید، مضاف، سرریز

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی زائد | واژه جو