واژه جو

زآمی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زآمی . [ زُ می ی ] (ع ص نسبی ) از زآم (بمعنی مرگ ). قتّال . (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد). رجوع به زآم و زأم شود.

معنی زآمی | واژه جو