واژه جو

ز بن دندان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ز بن دندان . [ زِ ب ُ ن ِ دَ ] (ق مرکب ) از ته دل . از صمیم قلب : دندانه ٔ هر قصری پندی دهدت نونو پند سر دندانه بشنو ز بن دندان . خاقانی . رجوع به از بن دندان، از بن سی و دو، و از بن سی و دو دندان شود.

معنی ز بن دندان | واژه جو