واژه جو

ریگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(اِ.) سنگریزه، شن. ؛ ~ در روغن کردن<BR>۱- کار باطل کردن.<BR>۲- چیزی یا کاری را خراب کردن. ؛ ~ توی کفش داشتن کنایه از: دنبال غرض خاصی بودن، نقشة مخفیانه‌ای داشتن.<br>

معنی ریگ | واژه جو