واژه جو

ریش

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

[ په. ] (اِ.) ۱- موهای صورت مردان. ۲- موی بلندی که بر چانه و زیر چانه برخی جانوران می‌روید. ؛ ~ گرو گذاشتن (کن.) تعهد اخلاقی سپردن. ؛ ~ و قیچی را به دست کسی دادن (کن.) در کاری به کسی اختیار کامل دادن. ؛ به ~ کسی خندیدن (کن.) او را مسخره کردن.

[ په. ] (اِ.) جراحت، زخم.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی ریش | واژه جو