واژه جو

ریش ولک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ریش ولک . [ وِ ل َ ] (اِ مرکب ) زالزالک بری . (یادداشت مؤلف ). رجوع به زالزالک شود.

معنی ریش ولک | واژه جو