واژه جو

ریسا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ریسا. (نف ) ریسنده . (ناظم الاطباء). نعت فاعلی از ریسیدن به معنی آنکه می ریسد. (از شعوری ج ٢ ص ١٧). ◄ آه کشنده و افسوس خورنده . (ناظم الاطباء). ◄ آنکه از ضعف بسیار لاغر و نزار شود. باریک ریس . (از شعوری ج ٢ ص ١٧).

معنی ریسا | واژه جو