واژه جو

ریزگی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ریزگی . [ زَ / زِ ] (حامص ) صفت و حالت ریزه . کوچکی و خردی . (ناظم الاطباء) : به ریزگی منگر دانه ٔ سپندان را. ؟ (از یادداشت مؤلف ). ◄ (اِ) پاره و تراشه . ◄ ذره . ◄ پول خرده، مانند پنجشاهی و دهشاهی . (ناظم الاطباء).

معنی ریزگی | واژه جو