واژه جو

ریزه چین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ریزه چین . [ زَ / زِ ] (نف مرکب ) که قطعات خرد چیزی را بچیند و بردارد. ریزه خوار. (یادداشت مؤلف ) : جرعه خوار ساغر فکر بلند از تشنگی ریزه چین سفره ٔ راز منند از ناشتا. خاقانی . رومیان هندوان پیشه ٔ او چینیان ریزه چین تیشه ٔ او. نظامی . رجوع به ریزه خوار شود.

معنی ریزه چین | واژه جو