واژه جو

ریامیثن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ریامیثن . [ ] (اِخ ) رامیثن . صورتی از رامیثن و رامیتن و... که نام قصبه ٔ قدیم بخارا بوده است . رجوع به احوال و اشعار رودکی ص ٧٤ و ١٠١ و رامیتن و رامیثن شود.

معنی ریامیثن | واژه جو