واژه جو

ریاغ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ریاغ . (ع اِمص ) ارزانی . فراخی . (منتهی الارب ). ارزانی . فراخی . بسیاری مأکولات . (ناظم الاطباء). ◄ (اِ) سیل . بدل اسم است روغ را. (ناظم الاطباء). سیلان . اسم است روغ را. (منتهی الارب ). ◄ خاک . و گویند خاک کوبیده و نرم . (از اقرب الموارد). رجوع به روغ شود.

معنی ریاغ | واژه جو