واژه جو

رگ گشادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رگ گشادن .[ رَ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) رگ زدن . (آنندراج ). فصد کردن . (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). رجوع به «رگ زدن » شود.

معنی رگ گشادن | واژه جو