واژه جو

روی گشادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روی گشادن . [ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) باز کردن روی . رفع نقاب از چهره . رخ گشادن . ◄ گشادن روی . گشادگی روی . گشاده رویی . کنایه از خندان رویی : کند آفرین کیانی بدوی بدان شادمانی که بگشاد روی . فردوسی .

معنی روی گشادن | واژه جو