واژه جو

رونق دادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رونق دادن . [ رَ ن َدَ ] (مص مرکب ) حسن و جلوه و صفا دادن : بته ٔ شاسپرم تا نکنی لختی کم ندهد رونق و بالنده و بویا نشود. منوچهری . رسم تو رونق دهد رسم بزرگان را همی همچو یاقوتی که او رونق دهد اشباه را. امیر معزی (از آنندراج ). ◄ بازار دادن . مقابل کاسد و راکد کردن .

معنی رونق دادن | واژه جو