واژه جو

روغن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(رُ غَ) [ په. ] (اِ.)<BR>۱- ماده‌ای چرب که از شیر، دنبه یا پیه گاو و گوسفند یا از گیاهان روغنی می‌گیرند.<BR>۲- مایع چربی که از سه گروه اساسی تشکیل می‌شود: روغن چرب ثابت، روغن کانی و روغن اسانس. ؛ ~ ریخته را نذر امامزاده کردن مال از دست رفته را به کسی بخشیدن.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی روغن | واژه جو