واژه جو

روغناب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روغناب . [ رَ / رُو غ َ ] (اِ مرکب ) روغن آب . روغن داغ کرده ٔ ممزوج به آب گرم که به سر پلو و چلو ریزند در دیگ . ◄ رنجی و دردی بالای بسی رنجها و دردها. (یادداشت مؤلف ).

معنی روغناب | واژه جو