روشن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(رَ شَ) [ په. ] (ص.)<BR>۱- درخشان، تابان.<BR>۲- آشکار، واضح.<br>مترادفها و واژههای مرتبطمشعشع، منور، نورانی، نوردارآشکار، بارز، بدیهی، صریح، عیان، قطعی، مبرهن، محقق، مشخص، مشهود، معلوم، معین، واضح، واضحکوکواژه قبلی: روشانواژه بعدی: روشن بین