واژه جو

روشناسی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(~.) (حامص.) معرفت، شناخت.<br>

فرهنگ فارسی معین

(~.) (حامص.) معرفت، شناخت.

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روشناسی . [ ش ِ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی روشناس . معروفیت و شهرت . اشتهار. سرشناسی . رجوع به روشناس شود.

معنی روشناسی | واژه جو