واژه جو

روستاق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روستاق . (معرب، اِ) معرب روستا : و تمامت شهر و روستاق روی بدو نهادند. (جهانگشای جوینی ). و رجوع به روستا و رستاق شود.

معنی روستاق | واژه جو