واژه جو

روزان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روزان . (اِخ ) ابن صول . پادشاه گرگان در قرن اول هجری بود. رجوع به سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ٨٨ و ترجمه ٔ فارسی آن ص ١٢٢ شود.

روزان . (اِ) ج ِ روز. ایام . رجوع به روز شود.

معنی روزان | واژه جو