واژه جو

روز هرمزد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روز هرمزد. [ زِ هَُ م ُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روز پنجشنبه . (برهان قاطع) (شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ) : بباشم برین رزمگه پنج روز ششم روز هرمزد گیتی فروز. فردوسی (از شرفنامه ٔ منیری و آنندراج ). ◄ در اصطلاح ایرانیان باستان، روز اول هر ماه شمسی . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).

معنی روز هرمزد | واژه جو