روز فراخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روز فراخ . [ زِ ف َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از بعد طلوع صبح است که نزدیک بطلوع آفتاب باشد. (برهان قاطع). صبح صادق یا روز روشن است . (از آنندراج ) : دوش تا روز فراخ آن صنم تنگ دهان لب چون لاله همی داشت ز می لاله ستان . ازرقی (از آنندراج ).