واژه جو

رودکی | مثنوی‌ها | ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه | بخش ۵۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

مرد مزدور اندر آغازید کار پیش او دوستان همی زد بی‌کیار

معنی رودکی | مثنوی‌ها | ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه | بخش ۵۱ | واژه جو