واژه جو

رودکی | مثنوی‌ها | ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه | بخش ۴۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زن چو این بشنیده شد خاموش بود کفشگر کانا و مردی لوش بود

معنی رودکی | مثنوی‌ها | ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه | بخش ۴۵ | واژه جو