واژه جو

رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۵۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر شود بحر کف همت تو موج زنان ور شود ابر سر رایت تو توفان بار بر موالیت بپاشد همه در و گوهر بر اعادیت ببارد همه شخکاسه و خار

معنی رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۵۸ | واژه جو