واژه جو

رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۴۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

کار همه راست، آن چنان که بباید حال شادیست، شاد باشی، شاید انده و اندیشه را دراز چه داری؟ دولت خود همان کند که بباید رای وزیران ترا به کار نیابد هر چه صوابست بخت خود فرماید چرخ نیارد بدیل تو ز خلایق و آن که ترا زاد نیز چون تو نزاید ایزد هرگز دری نبندد بر تو تا صد دگر به بهتری نگشاید

معنی رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۴۹ | واژه جو