واژه جو

رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۴۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

مهتران جهان همه مردند مرگ را سر همه فرو کردند زیر خاک اندرون شدند آنان که همه کوشک‌ها برآوردند از هزاران هزار نعمت و ناز نه به آخر به جز کفن بردند؟ بود از نعمت آن چه پوشیدند و آن چه دادند و آن چه را خوردند

معنی رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۴۱ | واژه جو