واژه جو

رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۱۲۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

کسی را چو من دوستگان می‌چه باید؟ که دل شاد دارد بهر دوستگانی نه جز عیب چیزیست کان تو نداری نه جز غیب چیزیست کان تو ندانی

معنی رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۱۲۴ | واژه جو