واژه جو

رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۱۱۸ - گل بهاری! بت تتاری!

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گل بهاری، بت تتاری نبیذ داری، چرا نیاری؟ نبیذ روشن، چو ابر بهمن به نزد گلشن چرا نباری؟

معنی رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۱۱۸ - گل بهاری! بت تتاری! | واژه جو