واژه جو

روح مجرد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روح مجرد. [ ح ِ م ُ ج َرْ رَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) روح مطلق . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). رجوع به روح شود. ◄ (اِخ ) جبرئیل علیه السلام . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ◄ عیسی علیه السلام . (غیاث اللغات ).

معنی روح مجرد | واژه جو