روتازگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روتازگی . [ زَ / زِ ] (حامص مرکب ) تازه رویی .(آنندراج ). خوشرویی . گشاده رویی . بشاشت : به روتازگی گفت شه را سلام شهش داد پاسخ بعذر تمام . میرخسرو (از آنندراج ). و رجوع به تازه رویی شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روتازگی . [ زَ / زِ ] (حامص مرکب ) تازه رویی .(آنندراج ). خوشرویی . گشاده رویی . بشاشت : به روتازگی گفت شه را سلام شهش داد پاسخ بعذر تمام . میرخسرو (از آنندراج ). و رجوع به تازه رویی شود.