واژه جو

روباه بازی کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روباه بازی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) حیله گری کردن . چون روباه مکر و فریب و فسون بکار بردن . نیرنگ بازی کردن . دیصان . (تاج المصادر بیهقی ) : مکن روباه بازی شیرمردا خموشی پیشه کن کاین ره عیان است . عطار. و رجوع به روباه باز و روباه بازی و روبه بازی کردن شود.

معنی روباه بازی کردن | واژه جو