واژه جو

روبانجاهی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روبانجاهی . (ص نسبی ) نسبت است به روبانجاه . رجوع به روبانجاه شود.

روبانجاهی . (اِخ ) محمدبن حسین روبانجاهی معروف به امیرالامام . صاحب دیوان انشاء سلطان سنجر بود. به غزنه رفت و در آنجا ساکن شد. وی را اشعاری نیکوست . (از اللباب فی تهذیب الانساب ).

معنی روبانجاهی | واژه جو