روباروی شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روباروی شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) مقابلة. مواجهة. برابر شدن . مقابل شدن . مواجه شدن : با کدامین رو نمیدانم سلیم ! میشود آیینه روباروی او. محمدقلی سلیم (از آنندراج ). مقابلة؛ روباروی شدن . (منتهی الارب ). و رجوع به روبرو و روباروی و روباروی کردن شود.