روایا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ) [ ع. ] (اِ.) جِ راویه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ) [ ع. ] (اِ.) جِ راویه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روایا. [ رَ ] (ع ص، اِ) ج ِ راویة. (اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). ◄ پیشوایان قوم، زیرا آنان دیات از قبیله برمیدارند و گویند: قتلنا الروایا وابحنا الزوایا؛ ای قتلنا السادة و ابحنا البیوت . (از معجم متن اللغة). ◄ (اِ) بمعنی روایات که ج ِ رِوایة است . (از اشتینگاس ) (از ناظم الاطباء).
روایا. (اِخ ) جزء ناحیه ٔ «پوی ددم » در «کلرمن فراند» از کشور فرانسه، و ٣٦٥٠ تن سکنه دارد.